به سلامتی ترم گذشته لیسانسم رو گرفتم و شدم فارغ الکارشناسی! رشته مدیریت بازرگانی. اون کلمه رو بکار بردم چون قرار نیست از تحصیل علم و یاد گرفتن فارغ بشیم، بلکه چهار سال تلاش می کنیم از گرفتن مدرک کارشناسی یا همون "lisence" عمو سام اینا خلاص بشیم و غول این مرحله رو هم بکشیم و وارد "level" بعدی بشیم. بهتر هم هست تا به این زودی ها "game over" نشیم و مراحل رو تا یه جای نون و آب دار طی کنیم. چه با مرام هایی که هدفشون از دانشگاه اومدن گرفتن یه کاغذ پاره بی ارزش است، مثل وزیر کشور اسبوق (به قول رضا امیرخانی)، چه عزیزانی که واقعاً به دنبال علم و دانش و کسب تجربه هستند.
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
دوره کارشناسی؛
چهار سال تضارب کلمات است:
بالا و پایین، ترش و شیرین، اشک و لبخند، زشت و زیبا، دور و نزدیک و...
چهار سال تضارب زبان هاست:
آب، او، ماء، سو، اَو، water و ...
چهار سال تضارب فرهنگ هاست:
حمزه و ریش بلندش، آرش و شلوار جینش؛ زهرا و چادرش، آرمیتا و موهای صد رنگ و لعابش؛ ارمیا و عرفانش، خشی و شیطانش؛ ریحانه و متانتش، سوزان و لوس بازی هاش و...
چهار سال تضارب آراء است:
محمود و پرچم سه رنگش، حسین و پارچه سبزش، شیخ و ننه جونش، محسن و اقتصادش و...
چهار سال تضارب اندیشه هاست:
فرهنگ وتمدن ایرانی یا آزادی غربی، اقتصاد اسلامی یا مارکسیستی، لیبرال دموکراسی غرب یا مردم سالاری دینی و...
####################
دانشگاه یعنی صبح خواب بمونی و کلاس اول رو نری. ساعت دوم ته کلاس با رفیقت گپ بزنی و ساعت سوم بعد از نهار با لالایی استاد بخوابی. ساعت بعدی محو گل و بلبل های رها در محوطه دانشگاه باشی و ساعت آخر رو هم چون خود استاد هم خسته ست، نیم ساعته تموم کنید و آخر ترم به تعداد درس هایی که داشتی دنبال اتاق اساتید باشی و با گردن کج التماس نمره داشته باشی.
یا نه!!!
تو می تونی بعد از نماز صبح، یه تکونی به هیکلت بدی و بعد هم درس هات رو مرور کنی. قبل استاد سر کلاس بری و زمان بین کلاس ها رو در اتاق اساتید به رفع اشکالات در سی یا تبادل عقاید بپردازی و ساعت هایی که کلاس نداری رو بیای پیش ما تا فعالیت در تشکل دانشجویی رو تجربه کرده باشی.
*******************
...و دانشگاه یعنی همه این ها و دوست داشتن همه این ها. یعنی تو هم باید حمزه، زهرا، ارمیا و ریحانه رو دوست داشته باشی؛ هم آرش، آرمیتا، خشی و سوزان را!!!
تو باید همه این ها رو دوست داشته باشی برای آنکه بتوانی آن ها را با خودت همراه کنی. به قول عزیز بزرگواری:«تا لباس های خشی (و سوزان) رو نشستی، به تو ربطی نداره که نماز صبحش رو می خونه یا نه!»
در دانشگاه هنگامی که استاد فرنگ رفته تان با آب و تاب از محو شدنش در فرهنگ و عقاید غربی تعریف می کند و نظریات دانشمندانش رو یکی پس از دیگری تو گوش تو و هم کلاسی هات می کنه، باید با لبخند به هم کلاسی هات بگویی که فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی تان از همه این ها بالاتر است.
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
"دانشگاه مبدأ تحولات است" و برای آنکه خودت و دوستانت به سمتی درست سوق پیدا کنید، با ید تحمل تحول را داشته باشید و:
«برای آنکه متحول کنیدش، باید دوستش داشته باشید!»
